فارغالتحصیلان جوان با شرایط دشواری در بازار کار روبهرو شدهاند. بسیاری از آنها با وجود تحصیلات دانشگاهی، سابقه کارآموزی و ارسال صدها درخواست استخدام، هنوز نتوانستهاند نخستین شغل حرفهای خود را پیدا کنند. در این میان، هوش مصنوعی به یکی از متهمان اصلی تبدیل شده است؛ اما اقتصاددانان میگویند ماجرا پیچیدهتر از آن است که همهچیز را به ابزارهایی مانند ChatGPT نسبت دهیم.
صدها درخواست استخدام، بدون حتی یک پیشنهاد
آیرین چانگ، فارغالتحصیل ۲۱ ساله رشته مهندسی صنایع و سیستمها از دانشگاه جورجیا تک، از حدود یک سال پیش و زمانی که هنوز دانشجو بود، برای موقعیتهای شغلی تحلیلگر داده درخواست میفرستاد.
او از سپتامبر تاکنون نزدیک به ۴۵۰ درخواست استخدام ثبت کرده و در حدود ۱۹ مصاحبه شرکت کرده است، اما هنوز هیچ پیشنهاد کاری دریافت نکرده است.
ژاکلین کلاین، ۲۵ ساله و فارغالتحصیل کارشناسی ارشد ارتباطات از دانشگاه ایالتی فلوریدا نیز تجربه مشابهی دارد. او برای افزایش شانس استخدام، شبکهسازی کرده، چند دوره کارآموزی گذرانده و پیش از پایان تحصیلاتش جستوجوی شغل را آغاز کرده است. با این حال، بیش از ۵۰۰ درخواست او برای موقعیتهای شغلی سطح ابتدایی، هنوز به استخدام منجر نشده است.
کلاین میگوید دشوارترین بخش ماجرا این است که با وجود انجام تمام کارهایی که برای موفقیت توصیه میشود، همچنان احساس میکند تلاشهایش کافی نیست.
افزایش بیکاری میان فارغالتحصیلان جدید
براساس آمار بانک فدرال رزرو نیویورک، نرخ بیکاری فارغالتحصیلان جدید دانشگاهی در ماه ژوئن به ۵.۷ درصد رسیده است. این گروه شامل افراد ۲۲ تا ۲۷ سالهای میشود که بهتازگی مدرک کارشناسی یا بالاتر دریافت کردهاند.
این رقم از نرخ بیکاری کل نیروی کار آمریکا، یعنی ۴.۱ درصد، بیشتر است. همچنین در نظرسنجی ZipRecruiter، حدود ۴۷ درصد از فارغالتحصیلان جدید گفتهاند که هوش مصنوعی بر استخدام در حوزه کاری آنها اثر گذاشته است.
اما آیا هوش مصنوعی واقعاً فرصتهای شغلی تازهکارها را از بین برده یا عوامل دیگری نیز در این وضعیت نقش دارند؟
چرا هوش مصنوعی میتواند مشاغل سطح ابتدایی را تهدید کند؟
اریک برینجولفسون، اقتصاددان دانشگاه استنفورد، معتقد است هوش مصنوعی تنها عامل بحران فعلی نیست، اما بخشی از آن به شمار میرود و شواهد درباره تأثیرش در حال افزایش است.
پژوهش او و همکارانش با استفاده از دادههای حقوق و دستمزد نشان میدهد از اواخر سال ۲۰۲۲، همزمان با گسترش مدلهای زبانی بزرگی مانند ChatGPT، اشتغال کارکنان ۲۲ تا ۲۵ ساله در مشاغلی که بیشتر در معرض هوش مصنوعی قرار دارند، با کاهش نسبی ۱۶ درصدی روبهرو شده است. توسعه نرمافزار و مدیریت بازاریابی از جمله این حوزهها هستند.
در همین مدت، وضعیت اشتغال کارکنان مسنتر در همین مشاغل و همچنین نیروهای فعال در حرفههایی که بهسادگی خودکار نمیشوند، مانند مراقبت در منزل، فیزیوتراپی و ساختوساز، ثابت مانده یا بهتر شده است.
به گفته برینجولفسون، نیروهای جوان معمولاً نخستین قربانیان رکود اقتصادی و کاهش استخدام هستند. شرکتها هنگام کنترل هزینهها، اغلب ابتدا فرصتهای شغلی سطح ابتدایی را حذف میکنند.
از سوی دیگر، مدلهای زبانی بر پایه «دانش مدون» آموزش دیدهاند؛ یعنی اطلاعاتی که در کتابها، مقالهها و اسناد نوشته شده است. این همان نوع دانشی است که فارغالتحصیلان کمتجربه در ابتدای ورود به بازار کار به آن تکیه میکنند.
در مقابل، کارکنان باسابقه از تجربه عملی، قضاوت حرفهای و دانش ضمنی برخوردارند؛ مهارتهایی که لزوماً در اسناد ثبت نشدهاند و بازتولید آنها برای هوش مصنوعی دشوارتر است. به همین دلیل، نیروهای ارشد کمتر از تازهکارها با هوش مصنوعی رقابت مستقیم دارند.
شاید مشکل اصلی دورکاری باشد، نه هوش مصنوعی
دیوید دمینگ، اقتصاددان دانشگاه هاروارد، با این نتیجهگیری کاملاً موافق نیست. او میگوید کاهش استخدام نیروهای تازهکار حدود شش ماه پیش از عرضه عمومی ChatGPT آغاز شده بود؛ بنابراین نمیتوان هوش مصنوعی را عامل اصلی این روند دانست.
از نگاه او، گسترش دورکاری پس از همهگیری کرونا توضیح محتملتری است.
تحلیل بانک فدرال رزرو نیویورک نیز نشان میدهد شرکتها برای موقعیتهایی که امکان انجام از راه دور دارند، تمایل کمتری به استخدام فارغالتحصیلان جدید نشان میدهند. همزمان با افزایش مشاغل دورکار پس از همهگیری، نرخ بیکاری در میان جوانان تحصیلکرده نیز بالا رفته است.
استخدام نیروی تازهکار به آموزش، نظارت و انتقال تجربه نیاز دارد؛ فرایندی که در محیط دورکار دشوارتر است. به همین دلیل، کارفرمایان ممکن است ترجیح دهند بهجای آموزش یک نیروی جوان از راه دور، فردی باتجربه را استخدام کنند که با نظارت کمتری کار میکند.
دورکاری همچنین دسترسی شرکتها را به مجموعه بزرگتری از متخصصان در شهرها و مناطق مختلف افزایش داده است. در نتیجه، فارغالتحصیلان جدید نهتنها با همسنوسالهای خود، بلکه با نیروهای باتجربهتری از سراسر کشور رقابت میکنند.
شرکتهای سرمایهگذار در هوش مصنوعی بیشتر استخدام میکنند
آندرس هوملوم، اقتصاددان دانشگاه شیکاگو، به دادههایی اشاره میکند که تصویر متفاوتی ارائه میدهند. اگر هوش مصنوعی مستقیماً جایگزین مشاغل سطح ابتدایی شده باشد، انتظار میرود شرکتهایی که بیشترین استفاده را از این فناوری دارند، تعداد کمتری نیروی تازهکار استخدام کنند.
اما مطالعهای مشترک از شرکت حسابداری مالی Ramp و مجموعه پژوهشی Revelio Labs، چنین الگویی را تأیید نمیکند. این پژوهش هزینهکرد مرتبط با هوش مصنوعی و تعداد کارکنان بیش از ۲۱ هزار شرکت آمریکایی را بررسی کرده است.
نتایج نشان میدهد در شرکتهایی که بیشترین سرمایهگذاری را روی هوش مصنوعی انجام دادهاند، تعداد کارکنان سطح ابتدایی طی دو سال پس از پذیرش این فناوری حدود ۱۲ درصد افزایش یافته است.
به بیان دیگر، شرکتهایی که هزینه بیشتری برای استفاده از مدلهای شرکتهایی مانند OpenAI و Anthropic پرداخت میکنند، لزوماً استخدام را کاهش ندادهاند و در مواردی حتی بیش از دیگران نیروی جدید جذب کردهاند.
بازار کار در آستانه تحولی بزرگ
اقتصاددانان درباره میزان تأثیر فعلی هوش مصنوعی بر اشتغال اختلافنظر دارند، اما در یک موضوع همعقیدهاند: بازار کار در حال ورود به دورهای از تغییرات اساسی است.
گروهی از اقتصاددانان، پژوهشگران و مدیران فناوری هشدار دادهاند که هوش مصنوعی میتواند تحولی اقتصادی حتی بزرگتر از انقلاب صنعتی ایجاد کند و برخی مشاغل را بهطور گسترده جابهجا سازد.
با این حال، نگاه آنها به آینده کاملاً بدبینانه نیست. هوش مصنوعی میتواند بخشی از وظایف تکراری را خودکار کند، بهرهوری کارکنان را افزایش دهد و امکان انجام کارهایی را فراهم کند که تا چند سال پیش دشوار یا غیرممکن بودند.
این تحول احتمالاً یکشبه اتفاق نمیافتد. تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار تدریجی، نامنظم و همراه با دورههایی از سردرگمی خواهد بود. برخی مشاغل کوچکتر میشوند، بعضی نقشها تغییر میکنند و فرصتهای تازهای نیز به وجود میآیند.
فارغالتحصیلان جوان چه کاری میتوانند انجام دهند؟
شرایط فعلی نشان میدهد داشتن مدرک دانشگاهی و مهارتهای پایه دیگر برای تضمین استخدام کافی نیست. نیروهای جوان باید تواناییهایی را تقویت کنند که مکمل هوش مصنوعی هستند، نه مهارتهایی که این فناوری میتواند بهسادگی انجام دهد.
تجربه عملی، حل مسئله در دنیای واقعی، ارتباط مؤثر، شناخت کسبوکار، تصمیمگیری در شرایط مبهم و استفاده حرفهای از ابزارهای هوش مصنوعی، میتوانند شانس استخدام را افزایش دهند.
در نهایت، هنوز نمیتوان هوش مصنوعی را تنها مقصر دشواری بازار کار فارغالتحصیلان دانست. رکود استخدام، گسترش دورکاری، افزایش رقابت و تغییر نیازهای شرکتها همگی در شکلگیری وضعیت فعلی نقش دارند. بااینحال، یک نکته روشن است: مسیر ورود به بازار کار در حال تغییر است و فارغالتحصیلان جدید باید خود را برای رقابتی متفاوت و پیچیدهتر آماده کنند.
